جمعه, ۲۹ فروردین ۱۳۹۳

داستانهای بهلول دانا – حمام رفتن

توسط بابک | چهارشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۱

سایت تفریح و سرگرمی داستانهای زیبا داستان کوتاه داستان حمام رفتن داستان حمام بهلول داستان حمام داستان بهلول داستان آموزنده داستان تفریح و سرگرمی بهلول دانا داستان  behlooldana dastan webneed.ir  داستانهای بهلول دانا   حمام رفتن

روزی بهلول به حمام رفت ولی خدمه حمام به او بی اعتنایی نمودند و آن قسم که دلخواه بهلول بود او را کیسه ننمودند. با این حال وقت خروج از حمام بهلول ده دینار که همراه داشت را به استاد حمام داد و کارگران چون این بذل و بخشش را دیدند همگی پشیمان شدند که چرا نسبت به او بی اعتنایی کردند…

بهلول باز هفته دیگر به حمام رفت ولی ….

این دفعه تمام کارگران با کمال احترام او را شست و شو نموده و مواظبت بسیار نمودند ، ولی با اینهمه سعی و کوشش کارگران موقع خروج از حمام بهلول فقط یک دینار به آنها داد ، حمامی ها متغیر گردیده پرسیدند سبب بخشش بی جهت هفته قبل و رفتار امروزت چیست ؟

بهلول گفت: مزد امروز حمام را هفته قبل که حمام آمده پرداخت نمودم و مزد آن روز حمام را امروز می پردازم تا شماها ادب و رعایت مشتری های خود را بنمایید.

۱ نظر

نظر -49 - 0 از 1اولین« قبلبعد »آخرین
  1. 0

    ممنونم که برای درس کردن پاور پوینتم کمکم کردین … به وب منم یر بزنین خوشحال می شم

    1. 0

      سلام
      خواهش میکنم.چشم سرمیزنیم

نظر -49 - 0 از 1اولین« قبلبعد »آخرین

دیدگاه


× هفت = 35